تو می تونی بشی تعبیر این رویا!
دیشب اتفاقی کانال من و تو 1 رو گرفتم. فیلمی مستند در مورد کودکان اسرائیلی و فلسطینی رو نمایش می داد.
اون برنامه باعث شد یاد این ترانه سیاوش قمیشی بیفتم که می خونه:
بدون مرز و محدوده، وطن یعنی همه دنیا
تصور کن تو می تونی بشی تعبیر این رویا
تمامی مرزهای جغرافیایی فقط روی کاغذها هستند و صفت عرب، مسلمان، یهود، ایرانی و ... همه و همه در درجه دوم اهمیت قرار دارند. وقتی به یک بچه که تازه متولد شده، نگاه کنیم فقط یک انسان می بینیم یک جرقه از زندگی و تنها چیزی که مهم نیست و نمی پرسیم ملیت، مذهب، رنگ، نژاد و ... هستند.
اما جالب اینجاست که هنوز سال اول زندگی اون نوزاد نگذشته که یکی عرب میشه و دیگری یهود، یک مسلمان میشه و دیگری کافر، یکی افغانی میشه و دیگری ایرانی و همه اینها دلیلی میشه برای دشمنی و نفرت و کینه توزی.
واقعیت اینه که همه ما آدمها خشم، بغض و نفرت رو تجربه کردیم و همه به نحوی در درونمون می تونیم ردپای این عواطف و احساسات رو پیدا کنیم.
جنگ این اختراع نابخردانه انسان هم نتیجه همه اون نفرت ها و خشم ها انبار شده در وجود ما آدمهاست.
به قول یکی از بچه های مستند دیشب، «اونقدر می جنگیم تا یک طرف پیروز بشه، اما پیروزی چه معنایی داره وقتی آدمها کشته میشن، وقتی هر دو طرف تلفات میدن، اونوقت برنده واقعا کیه؟ همه ما بازنده ایم، همه ما!»
این به رخ کشیدن قدرت نیست، این به رخ کشیدن خشم ها و نفرت های ماست، این نمایش ضعف ماست، ضعف ما که به راحتی مغلوب نفرت ها و خشم های درونیمون میشیم. وقتی کنترلی بر خشم خود نداریم یعنی انسان مقتدری نیستیم.
تفاوت هایی که برای هم قائل میشیم وقتی دلیلی برای شناخت هم باشه، وقتی دلیلی برای ارتباط و یادگیری باشه و وقتی کمک کنه تا بتونیم همه آدمها رو با وجود تمام تفاوت عقاید و دیدگاه ها انسان ببینیم و نخوایم که حذفشون کنیم، یکی از زیباترین جذابیت های زندگی میشه.
اما اگه همین تفاوتها، باعث بشن تا تعاملی با دیگران نداسته باشیم، جامعه هایی ایزوله مثل قوم یهود، اعراب، شیعه، سنی، مسیحی و ... رو بسازیم و حتی سعی نکنیم تا با هم حتی در مورد مسایل روزمره صحبت کنیم و فقط بخوایم که در جامعه محدود خودمان بمونیم و بعد همه اینها را دلیلی بر برتری طلبی، نفرت، خشم و قلمروخواهی قرار بدیم، به همین سادگی همه ما جنگ رو بنیان میذاریم!
در هستی جا برای همه هست و اگر کمی از خودخواهی خودمون کم کنیم، فرصت برای زندگی برای همه آدمها وجود داره!
غرض ورزی و کینه توزی در اولین قدم بیشترین لطمه رو به خود ما می زنه!
میشه با عشق و دوست داشتن همه هستی زندگی کرد، شاید همه نتونیم مسیح یا مریم مقدس بشیم، اما هر کسی می تونه فقط یک قدم، تنها یک قدم برای عشق ورزی و رسیدن به صلح برداره! همه ما به نوعی مسئولیم و همه ما در این امر نقش داریم.
ما همه حلقه های یک زنجیریم و در هستی سراسر عشق زندگی می کنیم!









